Potage Appetizer
مواد لازم
- مرغ پخته شده و ریش شده ۲ پ
- آب مرغ بدون زرد چوبه ۲ لیوان
- سیب زمینی پخته شده ۲ عدد
- کرفس پخته شده ۱ پ
- اسفناج ریز شده ۲ پ
- پیاز ۱ عدد
- خامه ۲۰۰ گرم
- آرد ۳ ق. غ.
- کره ۱۰۰ گرم
نمک وفلفل

نمگ و فلفل
پس چگونه به تنهایی، خوشبختی را پیدا کنیم
۱٫ توقعات کمتر
یکی از عوامل کلیدی در خوشبختی این است که انتظارات خودمان را برآورده نکنیم. اینها می تواند توقعاتی باشد که چقدر باید به دست می آوردیم، زندگی ما تا الان چگونه باید می گذشت، چگونه باید در جامعه نگاه کنیم، با وقت خود چه کار باید بکنیم، چقدر باید درآمد داشته باشیم و غیره و غیره.
اما چرا؟ چرا این همه انتظار از زندگی یک انسان داریم؟ مبنای این انتظارات چیست؟
به همین ترتیب، وقتی تنها هستیم، انتظاراتی از آنچه باید در آن زمان انجام دهیم، داریم. باید چیزی برای پر کردن آن زمان وجود داشته باشد، چه خواندن یک رمان کلاسیک، یادگیری در مورد امور مالی شخصی یا گوش دادن به یک پادکست.
اینها همه چیزهای عالی هستند، اما حتی اگر گاهی اوقات هیچ یک از آنها را انجام ندهیم، اشکالی ندارد.
ما افراد دیگر را در یوتیوب و اینستاگرام می بینیم که همه خوشحال و سازنده هستند و این باعث می شود خودمان را زیر سوال ببریم. من به عنوان یکی، راه بی اهمیتی را انتخاب کرده ام. من نه رویای بزرگی برای زندگی ام دارم، نه اهداف بزرگی دارم و نه شغلی بزرگ. قبلا” آره شغلم بزرگ بود ولی ازش لدت نمیبردم. تنها چیزی ک بهش فکر می کنم اینه که چجوری می تونم با بدن و طبیعتم هماهنگ باشم تا بتونم با خردی که در درونم وجود دارد ارتباط برقرار کنم.
این خرد چیزی است که من در حیوانات، به ویژه سگ برادرم ، زیاد می بینم. او نیازهای اساسی برای شاد بودن را دارد و در تنهایی به موفقیت می رسد و من واقعاً به آن احترام می گذارم.
بنابراین، امیدوارم منظور من را متوجه شده باشید. توقعاتی که از خود و زندگی تان دارید را کاهش دهید. کارها را آهسته پیش بگیرید و به خودتان فرصت دهید تا زنده باشید و نه چیز دیگر.
تنها انتظاری که از خودم دارم این است که آیا به بدن و سلامتم گوش می دهم یا خیر. انتظار دارم به خودم اجازه بدهم انسان باشم. این یک فکر ابتدایی است، اما این چیزی است که در مورد انسان ها وجود دارد، ما نمی دانیم چگونه به خودمان اجازه دهیم فقط یک انسان باشیم. البته بیشتر از سلامتیمون به زمان اهمیت بدیم اصولا هیچکسی نمیخواد مولتی میلیاردر باشه ولی زمان استفاده از اونو نداشته باشه مگر کسانی که میخوان sacrifice یعنی خودشونو برا کسانی فدا کنن.
۲٫ زمان نمایش را کاهش دهید
حالا، از یک نکته بسیار مبتنی بر احساس، به یک نکته فوق العاده مبتنی بر اکشن رسیدم. تا جایی که می توانید گوشی یا لپ تاپ خود را دور بریزید. قابل توجه است که چگونه دستگاه های “هوشمند” ما را مجبور می کنند کارها را ناخودآگاه انجام دهیم.
طومار عذاب و اصرار مداوم برای جستجوی چیزی برای ما سالم نیست. یکی از حامیان اصلی این موضوع شبکه های اجتماعی است. ارتباط قوی بین رسانه های اجتماعی و افزایش خطر افسردگی، اضطراب، تنهایی، آسیب رساندن به خود و حتی خودکشی وجود داره.
به مواقعی فکر کنید که بی خیال تلفن خود را برای بررسی اینکه آیا چیزی وجود دارد یا نه و سپس دقایقی می گذرد و شما همچنان از آن برای انجام کاری استفاده می کنید که واقعاً قصد انجام آن را نداشتید، فکر کنید. این واقعاً در رفتار ما ریشه دوانده است.
من خودم اخیراً قصد داشتم اکانت اینستاگرام خودما غیرفعال کنم و فقط چند روزی موفق شدم، اما می توانم ببینم که چگونه باعث می شود ارتباطم قطع شود و این فقط اینستاگرام نیست. اینترنت منبع بینهایت ارزشمندی است و اگر به آن اجازه دهیم ما را کنترل کند، ذهن خود را با اطلاعاتی که واقعاً به آن نیاز نداریم پر میکنیم.
زندگی خود را ساده کنید، نیازی نیست که همیشه این همه دور و بر ما یا در سر ما باشد! همه پاسخ های ما در درون خودمان است، فقط باید به آنها متصل شویم. و این به زمان و سکون نیاز دارد. اینترنت این را به ما نمی دهد.
برای کمک به خود در انجام این کار، تلفن خود را در فاصله ای قرار دهید که برای دریافت آن باید بایستید و راه بروید. این باعث ایجاد شکافی بین میل بی فکر برای بررسی آن و تلاشی که برای رسیدن به آن نیاز است ایجاد می کند.
در این زمان، باید بپرسید که آیا واقعاً نیاز به استفاده از آن دارید یا خیر. همچنین میتوانید با weekly report که هر هفته تلفنهای اندروید و آیفن یما میدهند ار وضعیت خودمون مطلع شویم.
این فعالیت های بی فکر واقعاً احساس نارضایتی را بیشتر و بیشتر می کند و بیایید سعی کنیم از آنها دور شویم. دشوار خواهد بود اما یک تغییر ارزشمند خواهد بود.
۳٫ علایق را کشف کنید
این واضح ترین توصیه در مورد یافتن شادی به تنهایی است. و، من فکر می کنم واقعا کمک می کند، اما شما باید به این مسئله دقت داشته یاشید که فقط پیدا کردن یک سرگرمی لزوما به شما کمک نمی کند که به تنهایی خوشبختی را پیدا کنید. بنابراین، اجازه دهید چند ایده در مورد علایقی که می توانید در زمان تنهایی به آنها بپردازید را بگم
ساز جدیدی مانند گیتار یا پیانو را یاد بگیرید
کتاب های داستانی بخوانید. توصیه های جک ادواردز را جدی بگیرید.
خوشنویسی یا نفاشی را یاد بگیرید.
یک روز در میان یک غذای جدید یاد بگیرید.
یک زبان جدید یاد بگیرید
یک کار جانبی را شروع کنید، مانند وبلاگ نویسی، راه اندازی فروشگاه.
باغبانی
به یک باشگاه ورزشی بپیوندید.
رقص یاد بگیر اضن همه رو فراموش کن برقص، همونقدر که بلدی برقص.
حنی یاد بگیر به بدن خودت احترام بزاری و بدنتو فیت کنی.
اینها چند ایده هستند که می توانید آنها را امتحان کنید. هر بار یکی را انتخاب کنید، خود را بیش از حد شلوغ نکنید. ابتدا با کسی که بیشتر به شما علاقه مند است بروید.
۴٫ خودتان را درک کنید
اگر برایتان سخت بود که به تنهایی شاد باشید، نشانه آن است که چیزی وجود دارد که باید در مورد خودتان بفهمید. برخی از احساسات در قلب شما که توجه شما را می خواهد. این محل ناراحتی است و این طبیعی است.
«از ناراحتی نترسید. اگر نتوانید خود را در موقعیتی قرار دهید که ناراحت هستید، هرگز رشد نخواهید کرد. شما هرگز تغییر نخواهید کرد. هرگز یاد نخواهید گرفت.»
– جیسون رینولدز
یک چیز خاص دیگر در مورد ما انسان ها وجود دارد – فقط به این دلیل که چیزی را می دانیم، به این معنی نیست که ما هم آن را احساس می کنیم. مثلا من می دانم که یک انسان هستم و می توانم خوشحال باشم. زندگی من چیزی نیست که بتوان آن را با دستاوردها سنجید. میتوانم این را بنویسم و در ذهنم بدانم، اما در آسیبپذیرترین لحظاتم، نشان میدهد که واقعاً احساس نمیکنم این درست باشد. من در افکارم مثبت شده ام، اما در احساساتم نه. این چیزی است که دیر ولی بالاخره آموختم.
بنابراین، چرا فکر می کنید که به تنهایی خوشحال نیستید؟ آیا واقعا دلیل آن است؟ وقتی تنها هستید چه احساسی دارید؟
به این سوالات پاسخ دهید و همراه با افکار خود بر روی احساس تمرکز کنید. شخصا” اصلا دوس ندارم خودمون دنبال ناراحتی برویم ولی اگر اینچنین است، به آن مکان های ناراحت کننده بروید تا واقعا خودتان را درک کنید. پاسخ در درون شماست.
۵٫ سپاسگزاری کنید
اینکه از کی یا چی باید قدردانی کنیم رو نمیدونم اینکه همه توو همه شرایط میگن خدارو شکر که بدتر نشد که طرز فکر خوبی نیست مثلا من بی احنیاطی میکنم با سرعت موتور سواری میکنم و بعد یه حادثه و نقص عضو و شکر گزاری از اینکه بدتر نشده، احساس قدردانی یک موهبت است ولیکن این بدان معنی نیست که ما خطا کار باشیم و شکرگزاری از اینکه میتونست فاجعه بشه که نشده. آنچه در مورد قدردانی عالی است این است که می توانید آن را تلقین کنید. حتی اگر اخیراً احساس شکرگزاری نکردهاید، میتوانید این احساس را در خود ایجاد کنید. شما حتی می توانید آن را به یک تمرین تبدیل کنید، سپس یک عادت، که سپس تبدیل به یک رفتار می شود.
این که چگونه به یافتن شادی به تنهایی کمک می کند این است که متوجه می شوید چیزهای بزرگ زیادی در شما و زندگی شما وجود دارد که فراموش کرده اید قدردان آنها باشید. به جای اینکه برای یافتن شادی به بیرون نگاه کنید، سپاسگزاری باعث می شود آن را در درون خود پیدا کنید و این بسیار قدرتمند است.
و دوباره، فقط گفتن اینکه برای چیزی سپاسگزار هستید، واقعاً به این معنی نیست که واقعاً برای آن احساس سپاسگزاری دارید. اما اجازه ندهید این شما را دلسرد کند. اگر گاهی اوقات احساس قدردانی برای شما قوی نباشد، اشکالی ندارد. به عنوان مثال: یک خانه. من از خانه ام سپاسگزارم زیرا سرپناه می دهد زیرا این را فراهم می کند و این را فراهم می کند و این را فراهم می کند.
۶٫ صبور باشید
اگر در حالتی هستید که با تنهایی خود احساس خوشبختی یا راحتی نمی کنید، بدانید که صبر مهم خواهد بود.
من می دانم که ما غرق فیلم ها و مطالعات موردی افرادی هستیم که در مدت زمان کوتاهی به اهداف بزرگی دست می یابند، مانند کسب درآمد بالا اونم یک شبه، و باعث می شوند که ما احساس سرافکندگی کنیم فقط به یاد داشته باشید که از طبیعت بیاموزیم همه چیز در تعادل کامل کار می کند، بدون عجله، آهسته و پیوسته و همچنان، هیچ قدرتی بالاتر از آن نیست. درست مثل مادری که ۹ ماه بچه ای رو توو شکم خودش نگه میداره یا دیتی که گذشت هر لحظه از اون ساعتها میگذره موفق کسی ه ک توو اون لحظات شاد باشه.
۷٫ سلامت روان را در اولویت قرار دهید
و فقط به عنوان یادداشت پایانی، میخواستم تأیید کنم که تجربه تنها بودن و ناراضی نبودن از آن آسان نیست. این محل پرورش بسیاری از افکار و احساسات ناخوشایند می شود. مواظب خودت باش سلامتی خود را در اولویت قرار بده، شاد بودن به تنهایی یکی از بزرگترین موهباتی است که میتوان تجربه کرد و می دانم که به سراغ شما هم می آید.
I never force anyone to choose me, If you think you can find something better elsewhere, then go ahead, I'm not holding you back. Life is too short to hang on to someone who's not sure they wanna stay. I believe in freedom in the truth of feeling. If you must stay let it be your heart tells you this is where you belong, not because I asked you to. I wanna be a choice not a default option. I deserve someone who sees my value who understands what I bring to their life, I don't want someone who stays with me out of fear of loneliness or out of habit. I want someone who stays for who I am, not who you want me to. The door is always open, you're free to leave at any time. So If you think your happiness lies elsewhere, I won't stand in your wayand in the meantime, I'll continue to build my own life to be happy on my own, because my happiness doesn't depend on your presence but on my own ability to blossom. I never force anyone to choose me.
من هرگز کسی رو مجبور نمیکنم که منو انتخاب کنه، اگر فکر می کنی میتونی چیز بهتری جای دیگه پیدا کنی، بزار برو من مانعت نمی شم. زندگی خیلی کوتاهه که بخوام خودم رو درگیر کسی کنم که مطمئن نیس میخواد بمونه یا نه. من به آزادی باور دارم به حقیقت احساس باور دارم. اگه قراره بمونی بزار قلبت بهت اینو بگه که تو به اینجا تعلق داری، نه چون من ازت خواستم. من میخوام انتخابت باشم نه به کسی که همینطوری توو زندگیت هست، من لیاقت کسی رو دارم که ارزش من رو درک کنه. کسی که میدونه من چقدر به زندگیش اضافه میکنم من کسی رو نمی خوام که از ترس تنهایی با من بمونه یا به خاطر عادت. من کسی رو می خوام که برای اینی که هستم بخواد با من بمونه، نه اون کسی که میخواد باشم. در همیشه بازه، هر موقع خواستی آزادی که بری، پس اگه فکر می کنی جای دیگه شادتری، من مانعت نمیشم.و در ضمن من به ساختن زندگی خودم ادامه میدم تا زندگی شادی داشته باشم چون شادی من به حضور تو بستگی نداره بلکه به توانایی خودم برای شکوفا شدن در زندگی بستگی داره. من هرگز کسی رو مجبور نمیکنم که منو انتخاب کنه.
Fight or Flight جنگ یا گریز
دکتر هولاکویی میگه خشم و عصبانیت نتیجه یه کلمه هست ” اکس پک تی شن” Expectation انتظار آره اگه بتونیم از کسی اصلا” انتظار نداشته باشیم خب یقینا” عصبانی هم نخواهیم شد ولی حالا داریم و شدیم خب شدیم که شدیم نه، باید بدونیم اگه عصبانی میشیم چی میشه و چیکار کنیم.
هورمون های استرس و آدرنالین برای واکنش سریع مغز بسرعت افزایش پیدا میکنه همچنین گلوکز از طریق جریان خون و ماهیچههای ما فوران میکنه و باعث میشه به ما توانایی واکنش سریعتر بده، در واقع افزایش کورتیزول باعث افزایش قند خون میگرده حالا هی عصبانی شید و بگید نمیدونم چرا قند خونم بالاس.!!!!! یعنی خشم و اضطراب ناشی از آن، سبب تغییرات شیمیایی متعددی در سیستم عصبی میگردد همین.
این ما هستیم که باید یا بمونیم و با استرس مبارزه کنیم و یا با یه پرواز از اون فضا در بریم و منتظر بمونیم که بار دیگه که اتفاق افتاد چیکار کنیم.
When stress becomes overwhelming or chronic, it can affect your well-being. That’s why it’s essential to have effective stress relievers that can calm your mind and body.
Some effective stress management techniques include:
اثر پروانه ای به زبان ساده به معنی این است که رویدادهای کوچک و به ظاهر بیاهمیت، ممکن است در نهایت منجر به عواقب بسیار بزرگ تری شوند. فرقی نمیکند این عواقب بد است یا خوب. به عبارت دیگر، این رویدادها تأثیرات غیرخطی بر روی سیستمهای بسیار پیچیده دارند، از نقطه نظر عوام، اصطلاح “اثر پروانه ای” تقریباً همیشه اشتباه استفاده می شود. در واقع اثر پروانهای به این اشاره دارد که چیزهای کوچک در یک سیستم پیچیده ممکن است تأثیرات بزرگ و عظیمی داشته باشند و ممکن هم هست که هیچ تأثیری نداشته باشند، تقریباً غیر ممکن است که بدانیم کدام یک اتفاق می اقتد. در حقیقت اصطلاح “اثر پروانه ای” در دهه ۱۹۶۰ توسط ادوارد لورنز، کارشناس هواشناسی در موسسه فناوری ماساچوست، که در حال مطالعه الگوهای آب و هوا بود ابداع شد. او نشان میدهد اگر دو نقطه یک منطقه را مقایسه کنید که آب و هوای فعلی آنها نزدیک به هم هستند، احتمال دارد که آن دو به زودی از هم دور شوند و بعداً یک منطقه ممکن است با طوفانهای شدید همراه شود، در حالی که منطقه دیگر آرام باشد.
در حالی که بیشتر مردم فکر می کردند اثر پروانهای به این معناست که تغییرات کوچک میتوانند عواقب بزرگی به همراه داشته باشند. لورنز سعی داشت بگوید که ما نمیتوانیم این تغییرات را پیگیری کنیم. چرا که ما واقعاً نمیدانیم چه چیزی میتواند باعث تغییر الگوی آب و هوایی شود. یا در زندگی واقعی ما دقیقاً نمیدانیم چه چیزی باعث تغییرات بزرگ میشود.
اثر پروانه ای از یک تصمیم یا تغییر حرف میزند که به طور کلی تحول ایجاد کند. مثلا فرض کنید امروز در خیابان به فردی لبخند بزنید. آن شخص با لبخند شما حال بهتری پیدا کند و از اتفاق آن شخص یک جراح باشد و به خاطر حال خوبش، جراحی موفقی را به پایان می رساند. شخص تحت جراحی که امیدی به زنده ماندنش نبوده، حالا زنده می ماند و بعد از آن شیوه زندگی خود را تغییر می دهد؛ غذای سالم میخورد، با همسرش رفتار بهتری دارد و برای زندگی سالم تر بیشترین تلاشش را می کند و به همین طریق تاثیرات مختلفی بر جهان گذاشته می شود، حال آنکه اگر بخواهیم اثر مرکب لبخند را بررسی کنیم اینگونه است که یک خنده کوچک چند ثانیه ای و عادت به آن می تواند در بلند مدت ما را شاداب تر و جوان تر نگه دارد. ممکن است ما همیشه بخندیم اما اثر پروانه ای آن می تواند ناشی از یک لبخند کوچک از بین هزاران لبخندی که میزنیم باشد. زمانی که به هدف خود دست پیدا نمی کنید، ناکامی رخ داده دقیقا نتیجه کارهای خودمان است و هیچ فرد دیگری در این قضیه نقش ندارد، باید مسئولیت کارهای خود را قبول کنیم. برای مقابله با شکست و پیامدهای آن، بپذیرید که یک یا چند کار اشتباه انجام داده اید و به همین علت اهدافتان محقق نشده اند. در غیر این صورت نمی توانید به بررسی اشتباهات رخ داده بپردازید و راهکارهای بهتری پیدا کنید. بنابراین برای پیشرفت در زندگی، رسیدن به خواسته ها و ساختن یک شخصیت قدرتمند باید برای پذیرش نتیجه کارهایی که خودمان مسئولیت انجام آن ها را برعهده داشته ایم، مقاومت نکنیم.همین.
راستی من یه دوستی دارم که همیشه لبخند میزنه.
هر فکری که تاثیر واقعی داره وجود واقعی هم داره پس در همین جا همین جائی که ما هستیم وجود داره، هر فکری میتونه وجود واقعی داشته باشه. چه کنم که این وجود واقعی اگه از نوع احساس باشه خیلی وقتا همدست آدم نیست اصن انگار بین عقل و عشق میباید یکی همدست آدم نباشه. روزا سپری میشدند توو شهری که امروزیا بهش میگن غربت و ما اونوقتا میگفتیم دنیائی دیگه از نوع زیبائی و زیبائی و زیبائی، حتی توو کلکته که کثیفترین شهر هند اعلام شده بود “مگه الان تهران کثیف نیست” منم دوس داشتم توو این کثافت با موتورم فقط دور دور بزنم مثل عاشق واقعی که دوس داره تا صبح موهای عشقشو شونه کنه و با تفکراتش غرق در بی وزنی بشه.
یکی از اون روزا با چند تا دیگه از دانشجوهای هم وطنم (یاد اون شعر افتادم و ط نم) که بیرون داشتیم قدم میزدیم وارد یه مغازه شدیم، اون روزا خیلی درد داشتم آخه من، جوانی که هنوز ۲۰ سالشم نشده خب درد داره، درد تنهائی درد غریبی و از همه مهمتر درد عشق اصن من خود درد بودم و دوس نداشتم با کسی مطرحش کنم دوست نداشتم ضعف خودمو نشون بدم و کسی برام دلسوزی کنه از اول زندگی فهمیدم که نباید با کسی همدرد باشم آخه آدم همدرد که نمیتونه تورو رشد بده، فقط به حرفات گوش میده و بس، چون اونم همدردته، از اولم دوست نداشتم درد و دل کنم چون شنونده کاری نمیکنه آخه اونم همدردته که تمایل داره به حرفات گوش کنه، یه مربی بی رحم میتونه یه مبارز سرسخت بسازه دنیائی که اینقدر بی رحمه میتونه از من یه آدم سرسخت و قوی بسازه، بگذریم، وارد مغازه شده بودیم و تمام اجناس توو مغازه رو حسابی بازرسی میکردیم که متوجه شدیم تمامی ادکلن ها و خمیر ریش ها و تمامی اجناسش رو خیلی گرونتر از بقیه مغازه ها میفروشه، بعضی از ماها یه نگاهی بهم کردیم و با نگاه بهم رسوندیم که باید فروشنده ادب بشه، حماقت ما اونقدری بالا بود که چند نفرمون چند تا رژ لب و ناخن گیر و لاک ناخن برداشته و داشتیم از مفازه بیرون میومدیم که من متوجه شدم یه دختری وارد مغازه شده و بنظر میاد فروشنده اصلی اونه و اون آقاهه فقط برا لحظاتی اونجا بوده برا همین وقتی برگشتیم هاستل- به محل اقامت هاستل میگن- همگی باهم از اتقاقی که خودمون رقم زده بودیم کاملا” پشیمون شده بودیم و قرار گذاشتیم اونارو برگردونیم برا همین دوباره رفتیم همونجا و من سر دختره رو گرم کردم و بچه ها هم اونارو گذاشتند سر جاشون. البته من سر دختره رو گرم کرده بودم اونم دل منو کاملا گرم کرده بود در واقع من با حرفام سرشو برده بودم و اونم با نگاهش دل منو برده بود چون وقت و بی وقت میرفتم اونجا و باهم حرف میزدیم، اصن انگار من اومده بودم هند که با این دختر آشنا بشم و فقط حرف بزنیم و لذت ببریم.
درود بر حقانیت، حق این بود که من هر آنچه را که میدیدم میخواستم با باورام همفاز بشه و بخت و اقبال یه جور دیگه رقم میخورد، ای بخت که همچو ماه دستخوش تغییر هستی و گاها” باریک همچون هلال.
این هلال ماه وقتی از بین رفت که بعد از چند روز متوالی که مغازه تعطیل بود یه روزی دیدم کاربری مغازه تغییر کرده و اصن مغازه کلا” به رستوران تبدیل شده، اونجا بود که متوجه شدم وقتی آمیشا- آمیشا اسم اون دختر بود- بارها صخبت از اتمام این رابطه رو میکرد و منم جدی نمیگرفتم حقیقت داشت خب چرا دخترا رک و پوست کنده با آدم حرف نمیزنن آخه واقعا” چرا؟؟؟
Hormones are chemicals that the body makes naturally. As hormones move through the bloodstream, they help control the activity of certain cells or organs. These include growth and development, sexual function, reproduction, mood, and how the body turns food into energy.
در واقع هورمون ها مواد شیمیائی تولید شده در بدن تک تک ما موجودات، انسانها و حیوانات میباشد که بطور طبیعی بوجود می آید. همانطور که هورمون های مختلف در جریان خون حرکت میکنند تمامی سلول ها و بطبع اعضا و اندام ما را تحت تاثیر خود قرار می دهد، یعنی مود ما، رشد و نمود ما، نحوه و عملکرد سکس ما، تولید مثل ما و بطور کل عملکرد تبدیل غذا به انرژ ی تمامآ به مقدار هورمون ها بستگی دارد.
هورمونهای بیشماری در بدن تولید میشود که علائم بسیاری در مخصوصآ خانم ها بدلیل تغییرات در بالانس هورمون مربوطه است مثلا” بدن انسان چگونه قادر به تشخیص است که شما غذای کافی خورده اید یا نه؟ بعد از. خوردن غذا، هورمون پپتید YY (PYY) توسط روده باریک تولید شده و در جریان خون آزاد می شود و بدین ترتیب ما متوجه میشیم که دیگه بسه!!!! عجیبه ولی واقعیه.
یا هورمون دیگری که تحریک جنسی در مرد و زن را بعهده داره هورمون تستوسترون هست که مردان اونو به اشتباه به اسم هورمون مردانگی میشناسن چون این هورمون به نسبت پنجاه به یک در مردان بیشتر از زنان میباشد و میل و تحریک جنسی را در مردان و زنان کنترل می کند. تستوسترون قبل از بلوغ در پسران کم است و در زمان بلوغ میزان آن افزایش می یابد. این امر باعث کلفت شدن صدا و یه چیز دیگه و تولید اسپرم و رشد موهای صورت و بدن می شود.
البته استروژن نیز عملکرد و تحریک جنسی را در مردان و زنان کنترل و چرخه قاعدگی را در زنان تنظیم می نماید، خب حالا که چی!! هورمون اصن چیکار میخواد بکنه ؟ من ساده متوجه شدم برا همین هم ساده بیان میکنم که هورمون اثر تنظیمی داره که در واقع این اثر برا حفظ وضعیت طبیعی بدن واجبه واجبه همین. راستی استروژن به یه دسته از هورمونا میگن که بیشتر در خانوم ها تولید میشه. اگه خواب، اشتها و خلقوخو نیز بهم خورده بدونید که هورمون سروتونین دچار اشکال شده همین.